به ایرانیان هر که بودند نیز

بسی داد دینار و دیبا و چیز

که تا هر که بیند بداند درست

که با شه نباید ز دل کینه جست

بفرمود تا هر که در کشورش

شهی بود با لشکر آمد برش

دل جنگیان شد زکوشش ستوه

شکست اندر آمد به زاول گروه

نه گوهر همی کم شود در شمار

نه سیر آید آن مرغ بسیار خوار

پدید آمد از بیشه وز تیغ کوه

از آن پیل گوشان گروها گروه

به پاسخ چنان گفت پیر آن زمان

که هست این خدای آمده ز آسمان

ز عکس می زرد و جام بلور

سپهری شد ایوان پُر از ماه و هور

به درعش در از زخم مردان جنگ

به هر حلقه در بود تیری خدنگ

رخت پیش بُد چون یکی گلستان

در آن گلستان هر گلی دلستان

تعداد ابیات منتشر شده : 15382