چون لاله به نوروز قدح گیر به دست،

با لاله رخی اگر تو را فرصت هست؛

بودیم به یک شراب در مجلسِ عمر،

یک دَوْر ز ما پیشترک مست شدند!

یک نان به دو روز اگر بود حاصل مرد

از کوزه شکسته ای دمی آبی سرد

بسیار لبِ چو لعل و زُلفینِ چو مشک

در طَبلِ زمین و حُقّهِٔ خاک نهاد!

تا کی ز قدیم و مُحْدَث امّیدم و بیم؟

چون من رفتم، جهان چه مُحْدَث چه قدیم.

هر چند به نزد عامه این باشد زشت

سگ به ز من است اگر برم نام بهشت

تا زُهره و مَهْ در آسمان گشته پدید،

بهتر ز میِ ناب کسی هیچ ندید؛

و آنگه زِ برایِ خشتِ گورِ دگران،

در کالبدی کشند خاکِ من و تو.

کان ها که بجایند نپایند کسی،

و آن ها که شدند کس نمی آید باز!

گفتا می خور که همچو ما بسیاری

رفتند و خبر باز نیامد باری

تعداد ابیات منتشر شده : 15382