قلدر ملیونری گفت که آقای فلان

جعبه ها دارد و هر جعبه پر از شمش طلاست

الم از تنش پاک یزدان زدود

به جان عدویش فزود آن الم

همان به که گویند از این دهکده

« نه خانی اویده نه خانی رده »

جادو و جنبل کند برای ریاست

با خط عبرانی و خطوط رقاعی

خوی تو و روبت ای پری آمد

شایستهٔ مدح و آفرین من

بگریز که جعبه بی فشنگ است

سبحان الله این چه رنگ است

بود در عهد کیان رسمی که باید شهریار

بر عدو هر سال قهر قهرمانی داشتن

شده همعنان با جوانان ایران

همه دست شسته ز جان و جوانی

تل شقیق به مانند مقتلی است شریف

درخت سرو به کردار گنبدی است کبود

پس چیست که سمج من چوکام شیر

تنگ است و عمیق و گنده و ابخر

تعداد ابیات منتشر شده : 15382