چنین داد پاسخ جهان دیده مرد

که بهمن بدان اژدهائی که کرد

درین پاسگه رخنهائی که هست

عمارت کند تا شود سنگ بست

چنان زد بر او ناچخ نه گره

که هم کالبد سفته شد هم زره

شیفتن خاک سیاست نمود

حلقه زنجیر فلک را بسود

از آن هیبت آمد ملک را شکوه

که چون بنده فرمان شدند آن گروه

گهی می کرد نسرین را قصب پوش

گهی می زد شقایق بر بناگوش

ز رنج راه بود اندام خسته

غبار از پای تا سر برنشسته

گرچه منذر بسی نمود شتاب

هاتف دولتش نداد جواب

نو آیین ترین شاه آفاق بود

نوا زادهٔ عیص اسحق بود

به وقت شدن کرد با شاه عهد

که نارد در آزار نوشابه جهد

تعداد ابیات منتشر شده : 15382