سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

نه اشکست این، که موج انگیخت خوناب دل از چشمم

نه آهست این، که جان از خانه تن زد علم بیرون

نه ز نورم نه ز ظلمت نه ز جوهر نه ز عنصر

نه ز تحتم نه ز فوقم ملک کان و مکانم

یاری که ز دست تست آن دستان یافت

زان دست هزار بار از دست شده

نظر به قلعهٔ او کن که از بلندی قدر

نه دست وهم بدو میرسد نه پای گمان

عاشق نه می .و به عشق نزدیک نه ای

تو قیمت عاشقان چه دانی که نه ای

بس ای ملک که دو دست ترا بگاه عطا

نه با زمانه قیاس و نه بر گذشته مثال

نزاری را نمی دانم که چون از دست برگیرم

به دستِ ظالمی هر دم ز دستِ او گرفتارم

نه دستی داشتم در سر، نه پائی داشتم در گل

بدست خویش کردم اینچنین بی دست و پا خود را

هر که در مذهب شه نیست ز دنیا و ز دین

مذهب آن است که نه دین و نه دنیا دارد

شد دست ز کار و رفت پا از رفتار

این بس که به سر زدم و آن بس که به سنگ

تعداد ابیات منتشر شده : 15382