خواجۀ دنیا ، ضیاءالدین نظام ملک شاه

آنکه فضلش هست در آفاق فضل کردگار

رسان ای خوش نسیم نوبهاری

حدیثم عرضه دار از روی یاری

خانه دل گر فرو ریزد ز یاد روی توست

سهل باشد هر عمارت کش تو سرداری کنی

وجود آن جزو دان کز کل فزون است

که موجود است کل وین باژگون است

اما چو ز خود نمی کنی سیر

وامانده ای ز جمع اصحاب

کوس تو زخمه نکند تا صدای کوه

از هیبت تو در دم کهسار نشکند

با تو کدام خصم نهد رو به کارزار؟

کز کار کرد حمله تو زار نشکند ؟!

در ادای حکمت یونانیان

گفتیش یونانیان نعم البیان

محراب ابرویت بنما تا سحرگهی

دست دعا برآرم و در گردن آرمت

وقت آن آمد که دستی بر دل زارم نهی

خون شدازدست تودل تا چند خونخواری کنی

تعداد ابیات منتشر شده : 27693