زهرهٔ مردان نداری خدمت سلطان مکن

پنجهٔ شیران نداری عزم این میدان مکن

در عشق شکسته بسته دانی چونم

لب بسته و دل شکسته دانی چونم

به فرّ فریدون و ارجش به هم

به گاه و گه شاه هوشنگ و جم

نز افتراست شکوهٔ ما با جناب تو

حاشا که بر جناب تو ما افترا زنیم

به نام خدای سروشی سرشت

به شهریور و مهر و اردیبهشت

رفت و طلبید مادرش را

آن قدرشناس گوهرش را

تگرگ فشاننده باران تیر

دم بد دلان زان شده ز مهریر

ماند اینم آفتاب و مه که در شبهای غم

سایه باشد مونس شبهای تنها ماندگان

وای بر کوتاه بینانی که می دانند حق

با هزاران خط باطل، صفحه تقویم را

جز آنکه سر به چاه ملامت فروبریم

حرفی به شکوه چون علی مرتضی زنیم


  • جستجوی عشق در عطار
  • جستجوی عشق در مولوی
  • جستجوی ناز در همه ی آثار
  • جستجوی دور در همه ی آثار
  • جستجوی سیمین ساق در همه ی آثار
  • جستجوی بیچاره در همه ی آثار
  • جستجوی عطر حور بهشت خاک عبیر در حافظ
  • جستجوی نگویم در همه ی آثار
  • جستجوی لاله خال در محتشم کاشانی
  • جستجوی وطن در عبید زاکانی
  • تعداد ابیات منتشر شده : 373712