یکیاند این زمان درآشنائی

رسیده در بقا و در خدائی

چنین روشنم گشت ز الهام غیب

کت از نقد هستی نهی گشت جیب

همانا که افگنده شد صد هزار

بگلزریون در یکی کارزار

اسب و مرد از نهیب راه گریز

خشک مانده چو صورت شبدیز

به تشنه ده آن شربت دل فریب

که تشنه ز شربت ندارد شکیب

به پاسخ سروش پسندیده گفت

که دانسته را بر تو نتوان گفت

خصم را رمح چون الق در بسم

چشمها کرده همچو جان در جسم

رُسته بر رخش لشکری بشکوه

هریکی چون چناره بُن بر کوه

بسیار بود سرو روان و گل خندان

لیکن نه بدین صورت و بالا که تو داری

بیک رزمگاه از نبرده سران

سرافراز با گرزهای گران

  • جستجوی پناه در همه ی آثار
  • جستجوی به نطقادمی بهتر است از داب در سعدی
  • جستجوی لاله در حافظ
  • جستجوی گنج در همه ی آثار
  • جستجوی خرد در فردوسی
  • جستجوی تک بیت در مولوی
  • جستجوی آرامش در همه ی آثار
  • جستجوی مدح حضرت علی در همه ی آثار
  • جستجوی وصال در همه ی آثار
  • جستجوی شمع در همه ی آثار
  • تعداد ابیات منتشر شده : 508725