کف خضیب از فراز چرخ ثوابت

رایت مجد ترا طناب گرفته

از حکمت عاقلان نصیب ربوده

وز کرمت سایلان نصاب گرفته

ای چو نبی گردن و بال شکسته

وی چو وصی دامن ثواب گرفته

دست بغارت گشاده خیل نهیبش

جان و دل حاسدان نهاب گرفته

حاسد بد نام او چو طایر بدبخت

مستقر از عجز در خراب گرفته

نیزهٔ او وصلت قلوب گسیده

خنجر او صحبت رقاب گرفته

دولت او شربت نجات نهاده

صولت او ضربت عقاب گرفته

آنکه ز بیدار پاسبان دل اوست

چشم حوادث همیشه خواب گرفته

آن ملکی ، کز کف و عقیدهٔ او هست

بخل و ستم بعدو اجتناب گرفته

نصرت دین ، خسروی که رکن ضلالت

هست ز شمشیرش اضطراب گرفته



تعداد ابیات منتشر شده : 285754