رنگ شکسته را به زبان احتیاج نیست

صائب عبث چه درد خود اظهار می کنی؟

یک روز اگر کند ز تو آیینه رو نهان

رحمی به حال تشنهٔ دیدار می کنی

چشم بدت مباد، که با چشم نیمخواب

بر خلق ناز دولت بیدار می کنی

یوسف به خانه روی ز بازار می کند

هر گه ز خانه روی به بازار می کنی

شرمنده نیستی که به این دستگاه حسن

دل می بری ز مردم و انکار می کنی؟

ای وای اگر به گربهٔ خونین برون دهم

خونی که در دلم تو ستمکار می کنی

دایم ستیزه با دل افگار می کنی

با لشکر شکسته چه پیکار می کنی؟

اگر عاشق نمی بودیم صائب

چه می کردیم با این زندگانی؟

شراب کهنه و یار کهن را

غنیمت دان چو ایام جوانی

تجلی سنگ را نومید نگذاشت

مترس از دور باش لن ترانی


  • جستجوی میرشد محتاج گرمابه سحر در همه ی آثار
  • جستجوی اصلاح در همه ی آثار
  • جستجوی عطار در عطار
  • جستجوی حدیث در همه ی آثار
  • جستجوی عمل در همه ی آثار
  • جستجوی بیت س در همه ی آثار
  • جستجوی حافظ در حافظ
  • جستجوی ایمن در همه ی آثار
  • جستجوی زیباست در همه ی آثار
  • جستجوی جان در صائب تبریزی
  • تعداد ابیات منتشر شده : 364468