گفتی که رایگان غم من می خوری نه بس

الحق تو این شگرفی همواره کرده یی

کو داد و داوری ؟ که کنم بر تو من درست

تا بی سبب چرا دل من پاره کرده یی

گویند رستخیز بهم برزند جهان

این بازیی ات خود که تو صدباره کرده یی

خود با دل تو لابۀ ما سودمند نیست

گویی بر غم ما دلی از خاره کرده یی

هرچ آسمان بخنجر مرّیخ می کند

تو در زمین بغمزۀ خون خواره کرده یی

ترسم خجل شوی اگرت آورم بروی

آن جورها که بر من بیچاره کرده یی

بازم لباس صبر بصد پاره کرده یی

بازم ز کوی عافیت آواره کرده یی

باری بدانمی که چو بفکنده یی مرا

از روی اختیار کرا برگرفته یی

با خاک ره برابرم از بهر آنکه تو

هستیّ و نیستیم برابر گرفته یی

بر خود نوشته یی بهمه عیبها مرا

وانگه بخطّ خویش گوا برگرفته یی


  • جستجوی نبرد در فردوسی
  • جستجوی عشق در حافظ
  • جستجوی حاصل عمر در همه ی آثار
  • جستجوی شکر خدا در حافظ
  • جستجوی درد در فردوسی
  • جستجوی پیکار در اسدی توسی
  • جستجوی پریشانم در همه ی آثار
  • جستجوی گنج در همه ی آثار
  • جستجوی تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش در همه ی آثار
  • جستجوی شراب یار در حافظ
  • تعداد ابیات منتشر شده : 380511