سیمین ساق، بانک شعر پارسی

این قفس چون دلم تنگ و تار است

شعله فکن در قفس، ای آه آتشین!

ای سروبالای سهی کز صورت حال آگهی

وز هر که در عالم بهی ما نیز هم بد نیستیم

ای خدا! ای فلک! ای طبیعت!

شام تاریک ما را سحر کن

از پی قوت و قوّت مردم

گندمش پر ز نیش چون گزدم

ایمن ز طبع دزد شدن عین غفلت است

از صحبت سیاه درونان کران طلب

از این صورت ترا کی درگشاید

ترامعشوق اینجا کی نماید

ابر بهمن درو سموم شده

مار بر خاک او چو موم شده

امید از وصل او مشکل که گردد داغ محرومی

نفس تا می تپد بر خویش درکار است پیغامش

امر عاجز را قبیحست و ذمیم

خشم بتر خاصه از رب رحیم

ابا تو یار اینجا آشنا شد

توئی بیگانه و او آشنا شد

تعداد ابیات منتشر شده : 501619