سیمین ساق، بانک شعر پارسی

اگر آفتابی سوی من خرامد

به شوخی بگردانم او را ز راهی

از صفحه ی سینه صبغة الله

ای مدّعان چه گونه شویم

او سزاوارتر به مدح و ثناست

جهد کن تا رسد سزا به سزا

از مشتری و زهره، نه رنگی ست ، نه بویی

این باغ همین خار و خس راس و ذنب داشت

ای از درمی بدانگی کم

خرم بزیادتی دینار

از شعلهای غم دل من پر ز تف شده

وز قطره های خون رخ من پر ز نم شده

اگر ندادی اوصاف تو مرا یاری

چگونه یافتمی در خور ثنات سخن

از پی محنت گرفتاریم در حبس ابد

نز پی راحت بود محبوس روح اندر بدن

افرحوا هونا بما آتاکم

کل آت مشغل الهاکم

ازان پادشاهی خروشی بخاست

تو گفتی زمین گشت با چرخ راست



تعداد ابیات منتشر شده : 292213