سیمین ساق، بانک شعر پارسی

خویشتن را چو وی در آب افکند

کرد ساعد به گردنش پیوند

خانه دربسته فانوس حضور خاطرست

مهر زن بر لب اگر خاطر بجا می بایدت

خودآرایی به دیهیم زر و یاقوت می نازد

ز ماتم کرده غافل خاک رنگین بر سر جاهش

خیز و از داد و دهش آبادکن این خانه را

واندک اندک دورکن از خانه ات بیگانه را

خاطر من بر آن گرفت آرام

که بود دین حق همین اسلام

خود عباپوش و خز به یاران ده

جو تو خور گندمی به ایشان ده

خود تناسب شرط باشد در جهات همسری

واین تناسب از میان گم شد به عهد ناصری

خویشتن را فدای یاران کن

کشت بیگانه پر ز باران کن

خاک او پیش یار او کندند

اشک ریزان به خاکش افکندند

خندان ز دل زمین برون آی

بر گریهٔ زار من به بخشای

تعداد ابیات منتشر شده : 503479