سیمین ساق، بانک شعر پارسی

فندق سر و فستقی پر و بال

همخرقه آسمان مه و سال

فرع را از اصل خویش آگاه باید زیستن

شیشه را سامان مستی غافل از خارا نکرد

فتح و نصرت بهر چه رای کند

در رکاب تو و عنان تو باد

فلک سرد بادی برآورد و گفتا

دریغا معزی دریغا معزی

فرمان تو بر جهان قضای دگرست

کلک تو گره گشای بند قدرست

فراوان بتان زینهاری شدند

فراوان به دزها حصاری شدند

فراوان کم آمد ز ایرانیان

برآمد خروشی بدرد از میان

فتح نه امروز کرد، پیروی موکبت

با تو ز عهد ازل، آمد و پیمان گرفت

فرخ آن کس کز دل صافی بود مانند من

فتنهٔ ماه زمین و بنده شاه زمان

فلک به دست کسانی سپرد رشتهٔ کار

که در سرشت ، پلیدند و در منش مطعون



تعداد ابیات منتشر شده : 380496