سیمین ساق، بانک شعر پارسی

فرس تاخت باز و برافراخته

ز بازو کسی را ستون ساخته

فرش های نفیس افکندند

نطعهای عجب پراکندند

فرود آمدند از دو جانب دو شاه

کشیدند تا آسمان بارگاه

فرستاد فرمان که بر عزم کار

فراهم شود لشکر از هر دیار

فرستاده زان پاسخ نغزوار

سرو پای گم کرده بی مغزوار

فتنه ها و شورها انگیخته

بندگان و خسروان آمیخته

فرو بسته چشم آن تن خوابناک

بدو گفت برخیز ازین خون و خاک

فکر لذات جهان کلفت دل می آرد

نی به صد عقده فشرده ست لب از شکر خویش

فرو میرد امیدواری ز مرد

چو همسال را سر درآید بگرد

فطرت پست به کیفیت عالی نرسد

کس چو گل ، آبله را جا ندهد بر سر خویش

تعداد ابیات منتشر شده : 505890