فطرتش از سوز عشق آزاد ماند

در جهان جستجو ناشاد ماند

فردات نیامد، و دی کجا شد؟

زین هر سه جز امروز نیست پیدا

فراق بر دل نادان، چو کاه، برگی نیست

ولیک بر همه دان، همچو کو الوند است

فتنه نکند همی تجاسر

تا عدل تو می کند تجشم

فراق یار که پیش تو کاه برگی نیست

بیا و بر دل من بین که کوه الوند است

فرمان ترا که باد نافذ

جایز شده بر قضا تقدم

فروزان عارضی مانند لاله

ز مشکین هر طرف بر لاله خالی

فصلی خوش و شبی خوش وجشنی مبارکست

وز کف برون شده است طرب را حساب ها

فردی که نیست جز که به جد او

امید مر تو را و مرا فردا

فلک در بر او چو چوب در او

سگی حلقه در گوش فرمان نماید



تعداد ابیات منتشر شده : 206498