سیمین ساق، بانک شعر پارسی

فریبنده گرسیوز پهلوان

بیامد بپیش برادر نوان

فرشته پران را برین ساده دشت

ازو آمدن هم بدو بازگشت

فنا جوی آخر کار و بقا یاب

در این عین فنا دید بقا یاب

فنا دیدم بقای جاودانی

بقا اندر فنا و زندگانی

فنا اندر بقا و دید جانان

ترا این درد و آنگه عین درمان

فرو خواند نامه ز سر تا به بن

برآموده چون در سخن در سخن

فرود آیید ای یاران! از آن بام

کف اندر کف زنان و رقص رقصان

فاش گشت این سخن به گرد جهان

مردِ حجّام را برید زبان

فرش است نور فیض درین قبه های نور

غافل مشو ز قلزم زرین حباب شب

فسرده عارض بی رنگ او به سایه، ولیک

فروغ شهرت او رونق بساتین بود

تعداد ابیات منتشر شده : 501619