سیمین ساق، بانک شعر پارسی

لیک چون سبق یافت سوگندت

به اجابت نمی کنم بندت

لعل کان را ز سنگ کین داند

مرد دون را ز مرد دین داند

لیک درکار خویش زبر و زرنگ

به فسون روبه و به کبرپلنگ

لطف حق گر به خاک پیوندد

آدم آنجا رود کمر بندد

لیلی کجاست تا غم مجنون خورد کسی

از خویش رفته ایم به توفان ناز خویش

لیک تفتیش خطی آسان نیست

خواندنش کار بی کتابان نیست

لیک مقصود کار همره نی

خیل انجم رسید و آن مه نی

لیک حاشا که یار دل گسلم

رخت بر بندد از حریم دلم

لبت به خون عزیزان که می خوری لعل است

تو خود بگوی که خون می خوری حلال است این

لیک حال زنم دگرگون شد

چشمش از سوز گریه پرخون شد

تعداد ابیات منتشر شده : 505890