سیمین ساق، بانک شعر پارسی

لب شکایت ما را که می تواند بست؟

شکسته است ز زور شراب شیشه ما

لب همی سودند برهم آری آن را این سزد

کاین به لب شنگرف وآن برپشت لب زنگار داشت

لعل پاره را ز آب خضر شست

پس نمود حل با شکر سرشت

لب گشودن رشتهٔ اسرار یکتایی گسیخت

نسخه بی شیرازه چون شد معنی اجزا می شود

لیک گر بازجویی آن انسان

که بود فعل و سیرتش این سان

لیک چون پخته و رسیده شود

به سرا و دکان کشیده شود

لیک پوشیده نیست مردم را

کانچه خاصیت است گندم را

لب گشاد و در حقیقت سفت

گفت خوش نکته ای که نحوی گفت

لیک حکمت بود و امر آسمان

تا ببیند خویشتن را او چنان

لیک مارش نکرد گستاخی

از چه از راه تنگ سوراخی

تعداد ابیات منتشر شده : 466260