سیمین ساق، بانک شعر پارسی

مقصود من از بیان این حرف

طرز سخنت و صرفهٔ صرف

مهر نادیده ماه کی شود او

بنده نابوده شاه کی شود او

منوچهر بر میسره جای داشت

که با جنگ هر جنگیی پای داشت

ماه را آمیزش انجم سیه دل کرده است

فرد شو چون مهر تابان گر ضیا می بایدت

مردم که به زاد توأمانند

هم هر دو به یکدگر نمانند

مه روشن از تیره شب تافته

چو آیینه روشنی یافته

مپرسید از نگین شاه و اقبال نفس کاهش

به چندین کوچه افکنده ست سعی نام در چاهش

منطق سعدی شنید حاسد و حیران بماند

چاره او خامشیست یا سخن آموختن

می خواست بسی دل هوس باز

کز سحر قدیم نو کنم ساز

مسجد جامع پر از غوغا و پرهنگامه شد

بر در مسجد سپه بر قصد جان عامه شد

تعداد ابیات منتشر شده : 503494