زبان یافت گوینده اندر سخن

چنین گفت کای شاه تندی نکن

فرستاده گر کشتن آیین بُدی

سرت را کنون خاک بالین بدی

چو او در رسد ساز ایران کنم

همه بوم تا روم ویران کنم

پسر را فرستاده ام رزمساز

که از هر سویی لشکر آرد فراز

خدایست کز من مه و برترست

دگر هر که او مر مرا کهترست

به رزم اژدهای سرافشان من ام

به بزم آفتاب درفشان من ام

زما چین و چین تا به جیحون مراست

بزرگی ز هر شاهی افزون مراست

دگر جوشن و ترگ و درع گوان

سپرهای مدهون و برگستوان

طرایف همیدون ز گیتی فزون

هم از خسروی دیبهٔ گونه گون

برویدش زرّ چون گیا از زمین

ببارد ز میغش سرشک انگبین


  • جستجوی خرد در فردوسی
  • جستجوی چاره در مولوی
  • جستجوی راح در حافظ
  • جستجوی حدیث در همه ی آثار
  • جستجوی مدح حضرت علی در همه ی آثار
  • جستجوی یکبار در عراقی
  • جستجوی باد صبا در حافظ
  • جستجوی عشق در عطار
  • جستجوی صبا در سعدی
  • جستجوی انتظار در حافظ
  • تعداد ابیات منتشر شده : 361617