به زور تن و چهره و برز و یال

شد این اثرط از سروران بی همالی

ز شم زآن سپس اثرط آمد پدید

وزین هردو شاهی به اثرط رسید

یکی پورش آمد به خوبی چو جم

نهاد آن دلارام را نام شم

گرفت از پسش پادشاهی طورگ

سرافراز شد بر شهان بزرگ

چو بگذشت ازین کار یکچند گاه

به شیدسب بر تیره شد هور و ماه

کرا کُشته بد دادشان خونبها

بدان کرد فرزند و خویشان رها

به بیچارگی ساو و باژ گران

بپذرفت با هدیه بیکران

که ناگه سرآرد جهان بر سرند

کُشد نیز هرچ از اسیران سرند

فروماند کابل شه آشفته بخت

ز شیدسب کین کش بترسید سخت

چو پیروز گشتند از آن رزمگاه

سوی زابل اندر گرفتند راه

تعداد ابیات منتشر شده : 27738