سخنهای بگزیده بنویس و گوی

که ای مونس و یار بگزیده ام !

بیا، ای دبیر، ار نداری مداد

سیاهی برون آور از دیده ام

زبانم چو یارای نطقش نماند

زبانی ز نی بر تراشیده ام

ولی اینکه بنهاد سر بر خطم

از او راستی را پسندیده ام

قلم چون سر یک زبانیش نیست

از آن ناتراشیده ببریده ام

که آنها که در روی او خوانده ام

جوابی از او باز نشنیده ام

جز این یک هنر نیست مکتوب را

وگر نیست، باری من این دیده ام

ز نام تو آن نامه نامدار

سر بندگی برنپیچیده ام

به یاد زمین بوس در گاه تو

سراپای آن نامه بوسیده ام

چو نام تو در نامه ای دیده ام

به نامت که بر دیده مالیده ام


  • جستجوی خرد در فردوسی
  • جستجوی چاره در مولوی
  • جستجوی راح در حافظ
  • جستجوی حدیث در همه ی آثار
  • جستجوی مدح حضرت علی در همه ی آثار
  • جستجوی یکبار در عراقی
  • جستجوی باد صبا در حافظ
  • جستجوی عشق در عطار
  • جستجوی صبا در سعدی
  • جستجوی انتظار در حافظ
  • تعداد ابیات منتشر شده : 361617