ز باد بهاری هوا مشک بوی

عروس جهان ز آب گل شسته روی

هم از اول بامداد آفتاب

بفرخنده طالع در آمد ز خواب

بهین روزی از موسم نوبهار

که گیتی شد از خرمی چون نگار

که چون فرخ اسکندر سرفراز

به فیروزی از ملک چین گشت باز

کشایندهٔ نافهٔ این سواد

سر نافهٔ چین بدینسان کشاد

کسی بر سر خلق زیبد امیر

که افتادگان را بود دستگیر

ولیکن سران را توان کرد فرد

که با زیردستان بود پای مرد

سر مرد بهر سری کردن است

چو نبود سری بار بر کردن است

بزرگان که کهتر نوازی شد

نه رسم بزرگی به بازی کنند

نه زان ماکیان کمتری در شمار

که بر چوزگان سازدازپر شد

تعداد ابیات منتشر شده : 505800