هر کسی را در بهاران دل به گلزاری کشد

وین دل بدروز من سوی جفا کاری کشد

خسروا، در موسم گل همچو بلبل مست باش

خاصه چون بلبل نوای خسروانی می کشد

زندگانی آن کسی بر آب دارد بعد ازین

کاو به جام روشن آب زندگانی می کشد

نرگس از کف جام ننهد، گر چه از رنج خمار

سرفگنده مانده چندان ناتوانی می کشد

لاله و نرگس قدح بر کف ز جا برخاستند

یکدگر هر یک شراب ارغوانی می کشد

ابجد سبزه همی خواند بنفشه طفل وار

پیر گشته است و دلش سوی جوانی می کشد

ناز کن، ای گل، که سرو بوستانی می کشد

ناز تو بلبل به هر نوعی که دانی می کشد

خسروا، کی غم خورد، گر تو بمیری در غمش

آنکه صد همچون تو عاشق را به یک دم می کشد

از کرشمه خلق را تا می توانی می کشی

ور کسی از تو رها شد زلف در هم می کشد

زلف را زین گونه، جانا، هم مده رشته دراز

کو هزاران بسته را در زیر هر خم می کشد



تعداد ابیات منتشر شده : 167073