بر آن زمین که تو را آرزوی صید بود

حسود را حسد آید در آن زمین ز کِلاب

اگر تُراب ز دست تو یابدی باران

به جای سبزه زَبَرجَد برون دمد ز تراب

اگر سؤال کند سائلی ز رجعت روح

کفِ جواد تو او را کفایت است جواب

هزار دانهٔ گوهر بود به بیداری

ز ابر جود تو یک قطره دیدن اندر خواب

بر ضمیر تو زیبد منجمان تو را

مَجرّه تخته و ماه دو هفته اُسطُرلاب

به طبع جغد شود هر که دشمن تو بود

که جغدوار نجوید مگر دیار خراب

به زیر هر هنرت جوهری است از حکمت

به زیر هر سخنت دفتری است از آداب

شعاع بخت تو تا آدم است بر اسلاف

لباس جاه تو تا محشرست بر أعقاب

ایا ز غایت احسانت گرم گشته قلوب

و یا ز قوّت فرمانت نرم گشته رقاب

بود چو واسطه در عِقد اگر قیاس کنی

ز روشنی نسبش در میانهٔ انساب

تعداد ابیات منتشر شده : 27693