گر به زرق و افتعال اسباب دنیا ساختی

راه عقبی را ندارد سود زرق و افتعال

آخر از تقصیر طاعت ساعتی اندیشه کن

گرچه داری در ضمیر اندیشهٔ توفیر مال

معصیت چون باد تندست و تو چون نال ضعیف

بر مده خرمن به باد و بر مده آتش به نال

پور تو فردا بگرید برسرگور تو زار

گر تو امروز از دلیری همسری با پور زال

جون سرین و چشم تو فرسوده خواهد کرد مور

دل چه بندی در سرین گور و در چشم غزال

گر سزای دوزخی، بر خویشتن چندین مناز

ور سزای جنتی بر خویشن چندین مبال

حیلت آن کن که پیش از مرگ بشناسی مگر

تا ز اصحاب الیمینی یا ز اصحاب الشمال

احتیال و جهد را در راز یزدان راه نیست

چند جویی راز یزدان را به جهد و احتیال

ور ز لطف او برآید بنده را کاری جلیل

مهد بخت بنده را از فرخی باشد جلال

گر ز قهر او به جان بنده ره یابد خلل

بنده نتواند تصرف کردن اندر یک خلال



تعداد ابیات منتشر شده : 327355