گر ز قهر او به جان بنده ره یابد خلل

بنده نتواند تصرف کردن اندر یک خلال

او خداوندست و خلق عالمند او را رهی

بر خداوند از رهی چون و چرا باشد محال

مرد عاقل کی بود درکار او شبهت پرست

مرد مومن کی بود بر حکم او تهمت سگال

کار او را نیست علت هرچه خواهد آن کند

چون به علت نیست کارش چیست چندین قیل و قال

فاسقی بینی که ناپاکی کند در معصیت

حق تعالی ناگه اندر گوش او گوید تعال

زاهدی بینی که بگذارد به طاعت عمر خویش

آن همه طاعت به یک زلت بر او گردد وبال

کافران از ضربت خِذلان او با داغ و درد

مومنان از شربت توفیق او در حسب حال

عالمان از بهر او با خصم خویش اندر جدل

عارفان از شوق او با نفس خویش اندر جدال

بنده ای درویش با ذل سوال از بهر قوت

بنده ای از مال قارون گشته ناکرده سوال

یک گروه از فضل او مختار در صدر شرف

یک گروه از عدل او مجبور در صف نعال



تعداد ابیات منتشر شده : 327369