من و آن دلبر خراباتی

فی طریق الهوی کمایاتی

کانچه دل اندر طلبش می شتافت

در پس این پرده نهان بود، یافت

ای قاعدهٔ قحط جهانی که تویی

ای آب دریغ کاهدانی که تویی

ای نامتحرک حیوانی که تویی

ای خواجهٔ رایگان گرانی که تویی

هرچند همه جهان تو داری لیکن

ای صدر جهان جهان ندارد چو تویی

صورت گر فطرت ننگارد چو تویی

دوران فلک برون نیارد چو تویی

دل گفت ز خواب دیر بیدار شدی

خر جست و رسن برد کنون می گویی

با دل گفتم گرد بلا می پویی

بنشین که نه مرد عشق آن مه رویی

از بخت چو هیچ کار برمی ناید

ای جان ستیزه کار هم برنایی

ای محنت هجر بر دلم سرنایی

وی دولت وصل از درم درنایی

  • جستجوی تنگ دل در همه ی آثار
  • جستجوی ا ی مرغ سحر در سعدی
  • جستجوی سخران پرورده پیر کهن در سعدی
  • جستجوی ای دل اگر در مولوی
  • جستجوی بیا بیا سعدی در همه ی آثار
  • جستجوی زهی در همه ی آثار
  • جستجوی حجرالاسود نقد در خاقانی
  • جستجوی عشق در سعدی
  • جستجوی هر دم از عمر در سعدی
  • جستجوی عشق در حافظ
  • تعداد ابیات منتشر شده : 509655