خواجه که آمد دو جهان بنده اش

کرد مدد دولت پاینده اش

بارقه لطف درافشان در او

ابر عنایت گهر افشان در او

طره او نافه دولت گشای

غره او نور سعادت فزای

یک شبی از صبح دل افروزتر

وز شب و روز همه فیروزتر

جامی از آلایش خود دور باش

ذره صفت غرقه این نور باش

نورفشان اوست چه پیش و چه پس

منبع انوار همین اوست بس

هست درین دایره رسمی درست

تابش مهر از پس و صبح از نخست

گر نه فروغی ز رخش تافتی

صبح وی این نور کجا یافتی

او چه خور و صبح ویست آفتاب

صبح ز خورشید بود نور یاب

تا زندش در خم فتراک دست

عرش برین بر سر کرسی نشست

تعداد ابیات منتشر شده : 59270