این شد آن را به بوسه مرهم داغ

آن شد این را به خنده غنچه باغ

رخ به رخ شادمان شدند از هم

لب به لب کامران شدند از هم

دو اسیر کمند یکدیگر

چشم بد را سپند یکدیگر

عقد بستند آن دو مفتون را

شاد کردند آن دو محزون را

هر چه جستند حاضر آوردند

مجلس عقد منعقد کردند

معتمر گفت تا سه چار نفر

زود کردند بر مدینه گذر

نافه ها مشک و طبله ها عنبر

عقدهای مرصع از گوهر

جامگی صد ز بردهای یمن

صد دیگر ازان فزون به ثمن

بعد ازان نیز ده هزار درم

سیم خالص نه بیش ازان و نه کم

خواست چندان زر تمام عیار

که مثاقیل آن رسد به هزار

تعداد ابیات منتشر شده : 505890