بنگاه صبر و خرمن دل را به جملگی

کردم به جهد با هم و در هم بسوختم

چندین هزار نافهٔ مشک امید را

بر مجمر نیاز به یک دم بسوختم

از ناله هفت خیمهٔ گردون شکافتم

وز آه چار گوشهٔ عالم بسوختم

هر خشک و تر که داشتم از غم بسوختم

هر بال و پر که داشتم از دم بسوختم

همرهند این پنج تن چون کاف و ها یا عین و صاد

یک تنه چون قاف والقرآن من اینجا مانده ام

دوستانم قطب و شمس و نجم و بوالبدر و شهاب

رفته و من چون سها در گوشه تنها مانده ام

همرهان بر جدول دجله چو مسطر رانده اند

من چو نقطه در خط بغداد یکتا مانده ام

رهروان چون آفتاب آزاد و خندان رفته اند

من چرا چون ذره سرگردان و دروا مانده ام

غصهٔ دل گفت خاقانی که از ابناء جنس

کس نماند و من به ناجنسان چنین وامانده ام

در کار هیچ دوست منافق نبوده ام

بر مرگ هیچ خصم شماتت نکرده ام


  • جستجوی سفر در خاقانی
  • جستجوی نادان در همه ی آثار
  • جستجوی یار در شهریار
  • جستجوی سیمین ساق در همه ی آثار
  • جستجوی ایران در همه ی آثار
  • جستجوی ناگفته سخن در بیدل دهلوی
  • جستجوی صبا در حافظ
  • جستجوی خانه در همه ی آثار
  • جستجوی آنکه خدای همه گنجد در او در همه ی آثار
  • جستجوی اسرار در جامی
  • تعداد ابیات منتشر شده : 414990