انفاس بهشتست که آید به مشامم

یا بوی اویسست که از سوی قرن خاست

این بوی بهارست که از صحن چمن خاست

یا نکهت مشکست کز آهوی ختن خاست

مکن از خاک درخویش جدا خواجو را

که بود خاک ره آنکس که ز کوی تو جداست

در تو بستیم بیک موی دل از هر دو جهان

که بیک موی تو کار دو جهان گردد راست

قطره ئی بخش ز دریای شفاعت ما را

کاب سرچشمهٔ مهرت سخن دلکش ماست

از تو موئی بجهانی نتوان دادن از آنک

«یک سر موی ترا هردو جهان نیم بهاست »

در شب قدر خرد با خم گیسویت گفت

«ایکه از هر سر موی تو دلی اندرو است

پیش آن سنبل مشکین عبیر افشانت

سخن نافهٔ تاتار نگویم که خطاست

هر که او مشتریت گشت زهی طالع سعد

وانک در مهر تو چون ماه بیفزود بکاست

زمزم از خجلت الفاظ تو غرق عرقست

مروه از پرتو انوار تو در عین صفاست

تعداد ابیات منتشر شده : 27723