آن کس که هزار عالم از رنگ نگاشت

رنگ من و تو کجا خرد ای ناداشت

تو همه از مهر من آری حدیث

من همه از عشق تو گویم سخن

سقیا لمعهدک الذی لو لم یکن

ما کان قلبی للصّبابة معهدا

مال و زر و چیز رایگان باید باخت

چون کار بجان رسید جان باید باخت

و حدثتنی یا سعد عنه فزدتنی

جنونا فزدنی من حدیثک یا سعد

ما را خواهی مراد ما باید خواست

یکباره ز پیش خویش بر باید خاست

زادی رجائی له و الخوف راحلتی

و الماء من عبراتی و الهوی سفری

صفاء ودّی صفایی حین اعبره

و زمزمی دمعة تجری عن البصر

الیک حجّی لا للبیت و الاثر

و فیک طوفی لا للرّکن و الحجر

دردم نه ز کعبه بود کز روی تو بود

مستی نه ز باده بود کز بوی تو بود

تعداد ابیات منتشر شده : 59270