اگر با خوبرویان می نشینی

بساط نیک نامی درنوردی

ولیکن با رقیبان چاره ای نیست

که ایشان مثل خارند و تو وردی

نمی دانند کز بیمار عشقت

حرارت بازننشیند به سردی

نصیحت می کنندم سردگویان

که برگرد از غمش بی روی زردی

چرا ما با تو ای معشوق طناز

به صلحیم و تو با ما در نبردی

چه نیکوروی و بدعهدی که شهری

غمت خوردند و کس را غم نخوردی

مپرس از من که هیچم یاد کردی

که خود هیچم فرامش می نگردی

سعدی سپر از جفا نیندازد

گل با گیه است و صاف با دردی

در حلقه کارزار جان دادن

بهتر که گریختن به نامردی

ای ذره تو در مقابل خورشید

بیچاره چه می کنی بدین خردی

تعداد ابیات منتشر شده : 507645