مرد آدمی نباشد اگر دل نسوزدش

باری که بیند و خری اوفتاده در گلی

وقتی به قهر گوی که صد کوزهٔ نبات

گه گه چنان به کار نیاید که حنظلی

وقتی به لطف گوی که سالار قوم را

با گفت و گوی خلق بباید تحملی

باید که قهر و لطف بود پادشاه را

ورنه میسرش نشود حل مشکلی

تیر از کمان چو رفت نیاید به شست باز

پس واجبست در همه کاری تأملی

خواهی که رستگار شوی راستکار باش

تا عیب جوی را نرسد بر تو مدخلی

بعد از خدای هر چه تصور کنی به عقل

ناچارش آخریست همیدون که اولی

آنگه که سر به بالش گورم نهند باز

از من چه بالشی که بماند چه حنبلی

یعنی خلاف رای خداوند حکمت است

امروز خانه کردن و فردا تحولی

دانا چه گفت، گفت چو عزلت ضرورتست

من خود به اختیار نشینم به معزلی


  • جستجوی راه در حافظ
  • جستجوی دست شکر در سعدی
  • جستجوی ژاله در همه ی آثار
  • جستجوی تا در همه ی آثار
  • جستجوی از در همه ی آثار
  • جستجوی کدو در همه ی آثار
  • جستجوی شب در همه ی آثار
  • جستجوی مرا در همه ی آثار
  • جستجوی سر در همه ی آثار
  • جستجوی شب و رویا در همه ی آثار
  • تعداد ابیات منتشر شده : 251627