که ای سایه کردگار جهان

به حکم تو موقوف کار جهان

روان جان شیرین من در طلب

بر آمد به لب گفت در زیر لب

چو آورد قاصد روانی به من

تو گوئی رسانید جانی به من

ز بویش همه بوی جان یافتم

دوای دل و جان در آن یافتم

نوشته حروفش به سودای دل

شکن های خطش همه جای دل

خط عنبرین خال مشکین رقم

مرکب شده مشک و گوهر به هم

رسانیدم از شاه و آنگه چه شاه

ز ماهیش محکوم تا اوج ماه

که چون آیت رحمت از آسمان

رسول مبارک مثال امان

برای جوابش قلم در گرفت

سخن را دگر باره از سر گرفت

فرو خواند آن نامه سر تا به پای

بر آمد ز جان و دلش وای وای


  • جستجوی امید در شهریار
  • جستجوی صبا در حافظ
  • جستجوی رفتن در همه ی آثار
  • جستجوی عشق در فردوسی
  • جستجوی گل خوش بوی در سعدی
  • جستجوی ۱۵ در همه ی آثار
  • جستجوی اگر دشمن آید برت عذر خواه در همه ی آثار
  • جستجوی چشم در همه ی آثار
  • جستجوی مرگ پدر در همه ی آثار
  • جستجوی شرمنده در قاآنی
  • تعداد ابیات منتشر شده : 285442