تو هنوز آنچنان نه ای کز رنگ

از تو دین و خرد ندارد ننگ

بد و نیکت ز بیم و اومید است

شب و روزت ز خاک و خورشید است

بنده شو تا دمی زبون باشی

تا بدانی که شاه چون باشی

مهر نادیده ماه کی شود او

بنده نابوده شاه کی شود او

یوسف تو هنوز در چاهست

کش نه هنگام افسر و گاهست

تو نه ای همچو سیر در یک پوست

برگ تو چون پیاز تو بر توست

لیکن آن کس که سینه صاف کند

کعبه بر درگهش طواف کند

این ترا گویم ای لهاوری

کز جمال حریم حق دوری

دست دین کن به علم و عدل قوی

چون سگ پای سوخته چه دوی

صفت و حال صوفیان این است

راه دین این و صدق جان این است

تعداد ابیات منتشر شده : 503494