هیچ شک نیست اندرین گفتار

گریه آید زخندهٔ بسیار

هان و هان تا نخندی ای خیره

که بسی خنده دل کند تیره

خندهٔ هرزه آیت جهل است

مرد بیهوده خند، نا اهل است

گریهٔ تو زظلم و بیدادی

به که بی وقت خنده و شادی

گفت ای بی حیا و بی آزرم

اینچنین خندی و نداری شرم

ابلهی از گزا ف می خندید

زیرکی آن بدید و نپسندید

ابر از آن گریه نعمت اندوزد

برق از آن خنده آتش افروزد

گریهٔ ابر بین وخندهٔ برق

درنگر تا که چیست اینجا فرق

با پسر اینچنین مثل زد سام

گریه بهتر زخندهٔ بی هنگام

خندهٔ هرزه آبروی برد

راز پنهان میان کوی برد

تعداد ابیات منتشر شده : 27723