هرکه مقصود را طلب کار است

در رهِ صدق سخن بیکار است

بی خودی ملک لایزالی دان

ملکتی نسیه نیست حالی دان

بیخودان را ز خود چه فایده است

عشق و مقصود خویش بیهده است

هستی خویش را ز ره برگیر

تا شوی بر نهاد هستی میر

در ره دین تنت حجاب تو است

هستی تو برت نقاب تو است

گر بدو نیک و مهر و کین باشد

هرچه جز دین حجاب دین باشد

گرچه خود را به آب بسپارد

مر هبا را هوا نگهدارد

ورنه او آب را هوا دارد

دل او بی کله قبا دارد

ولی آنست کو ز خود بجهد

پای بر آب روی خویش نهد

آن نباشد ولی که چون سرخاب

رود از بهر آبروی بر آب

تعداد ابیات منتشر شده : 502534