ساقی بیار جام می و دست ما بگیر

افتاده ایم بهر خدا دست ما بگیر

در مرتبه ای غایب در مرتبه ای حاضر

در مرتبه ای پنهان در مرتبه ای مشهور

در مرتبه ای خالق در مرتبه ای مخلوق

در مرتبه ای قادر در مرتبه ای مقدور

در مرتبه ای کرمان در مرتبه ای شیراز

در مرتبه ای پیدا در مرتبه ای مستور

در مرتبه ای سلطان در مرتبه ای درویش

در مرتبه ای شاه است در مرتبه ای دُستور

در مرتبه ای عاشق درمرتبه ای معشوق

در مرتبه ای ناظر در مرتبه ای منظور

در مرتبه ای سرمست در مرتبه ای مخمور

در مرتبه ای واصل در مرتبه ای مهجور

حریف سیدم و ساقی خراباتم

مدام عاشق مستم نه عاقل مخمور

مقام اهل دلانست صحبت جانم

چه جای روضهٔ رضوان چه قدر حور و قصور

ز ذوق گفته ام این شعر بشنو از سر ذوق

کسی که ذوق ندارد ز بزم ما گو دور



تعداد ابیات منتشر شده : 206541