حسن او را نگر به دیدهٔ او

نور آن روی نازنین می بین

ذره و آفتاب در نظر است

تیز می بین و خرده بین می بین

جام و می را به همدگر دریاب

نظری کن به آن و این می بین

آن چنان حضرتی چنین می بین

چشم بگشا همان همین می بین

غیر او نیست سید و بنده

سید و بنده را به او می بین

در خرابات عشق مستانه

جام می نوش و هم سبو می بین

یکی اندر یکی ، یکی باشد

گرتو احول شدی به دو می بین

خوش درین بحر ما در آ با ما

آب می جو و سو به سو می بین

زلف محبوب را به دست آور

زلف بگشا و مو به مو می بین

هرچه بینی به نور او می بین

بلکه او را به او نکو می بین


  • جستجوی راه در حافظ
  • جستجوی پیکان آب داده کند رخنه در زره در سعدی
  • جستجوی شراب در حافظ
  • جستجوی درد عشق در عطار
  • جستجوی دامن در همه ی آثار
  • جستجوی سرمست در همه ی آثار
  • جستجوی صبا در حافظ
  • جستجوی باد صبا در حافظ
  • جستجوی دریا در فایز
  • جستجوی اهل فضل در سعدی
  • تعداد ابیات منتشر شده : 288254