در گوشه های غم که کند خلوتی به دل

یاد من و ترانه من تکیه گاهش است

این برگهای زرد چمن نامه های اوست

وین بادهای سرد خزان پیک راهش است

اکنون گلی است زرد ولی از وفا هنوز

هر سرخ گل که در چمن آید گیاهش است

هر چند اشتباه از او نیست لیکن او

با من هنوز هم خجل از اشتباهش است

افتد گذار او به من از دور و گاهگاه

خواب خوشم همین گذر گاه گاهش است

بگریخته است از لب لعلش شکفتگی

دائم گرفتگی است که بر روی ماهش است

دیدم نهان فرشته شرم و عفاف او

آورده سر به گوش من و عذرخواهش است

دیگر نگاه وصف بهاری نمی کند

شرح خزان دل به زبان نگاهش است

ماهم که هاله ای به رخ از دود آهش است

دائم گرفته چون دل من روی ماهش است

بگذار شهریار به گردون زند سریر

کز خاک پای خواجه شیرازش افسر است

تعداد ابیات منتشر شده : 27723