شب نگذرد که صورت قهرت خیال خواب

اندر دماغ فتنه بیدار نشکند

تیغ تو صف دشمن و حکم تو دست چرخ

آسان اگر ببندد دشوار نشکند

زنهار!نیزه تو چه ماری است کز زبانش

جز در دهان خصم تو زنهار نشکند

کوس تو زخمه نکند تا صدای کوه

از هیبت تو در دم کهسار نشکند

با تو کدام خصم نهد رو به کارزار؟

کز کار کرد حمله تو زار نشکند ؟!

در خانه ای که گرز تو کوبد در اجل

الا سر عدوی تو دیوار نشکند

شاخی که سایه داری خلقش دهد خدا

از تند باد حادثه ها خار نشکند

عهدی که با تو بست سعادت به هیچ دور

تا روز حشر گنبد دوار نشکند

با جود بی دریغ تو نسبت درست کرد

نقدی که در ترازوی معیار نشکند

بر نردبان رفعت تو وهم کی شود؟

تا صد هزار پایه پندار نشکند؟!

تعداد ابیات منتشر شده : 27708