مادح بر او بوید زیرا که ز مدحش

الفاظ نکت گردد و معنی غرر آید

از زائر و از سائل و خدمتگر و مداح

هر روز بدان درگه چندین نفر آید

دولت که بود کو بدر شاه نیاید

هر کس بدو پای آید، دولت بسر آید

دولت چو بزرگان جهان از پی خدمت

هر روزه به دو وقت مرا ورا بدر آید

درگاه ملک جای شهانست و شهانرا

زان در، شرف افزاید و زان در بطر آید

جاه و خطرست ایدر و مرد خردومند

صد حیله کند تا بر جاه و خطر آید

جاوید زیند این ملکان تا بر ایشان

هر روز بخدمت ملکی نامور آید

گویی نشنیدست و نداند که حذر چیست

او را و پدر را همه ننگ از حذر آید

با یوز رود کس بطلب کردن آهو

آنجای که غریدن شیران نر آید

آن همت و آن دولت و آن رای که او راست

او را که خلاف آرد و با او که برآید

تعداد ابیات منتشر شده : 59330