گویا حدیث ما و تو گفت، ای بت، آنکه گفت:

«ای حقشناس! رو که نکو حق شناختی»

نتوانی ای نگارین گفتن مرا که تو

از بندگان خویش مرا کم نواختی

با تو به دل چنانکه توان ساخت ساختم

بر من ز حیله هر چه توان باخت باختی

بر دل دوستان فرامشتی

بر دل دشمنان همه یادی

قصد کردی به دل ربودن من

بر هلاک دلم بر استادی

بستی به مهر با دل من چند بار عهد

از تو نمی سزد که کنون عهد بشکنی

دل دادن تو از پی آن بود تا مرا

اندر فریبی و دلم از جای برکنی

پنداشتم همی که دل از دوستی دهی

بر تو گمان که برد که تو دشمن منی

گفت: که فردا دهمت من سه بوس

فرخی! امید به از پیشخورد

گفتم: گر خشم تو از نرد نیست

بوسه بده گرد بهانه مگرد

  • جستجوی عشق در عطار
  • جستجوی مراد در حافظ
  • جستجوی خرابات در همه ی آثار
  • جستجوی خواجو در همه ی آثار
  • جستجوی هی عمر در همه ی آثار
  • جستجوی میرشد محتاج گرمابه سحر در همه ی آثار
  • جستجوی شهرت در همه ی آثار
  • جستجوی غو تندر در قاآنی
  • جستجوی حیران در سعدی
  • جستجوی صبا در سعدی
  • تعداد ابیات منتشر شده : 507645