هر کجا گویی بوسهل وزیر شه شرق

همه گویند کریم و سخی و خوب شیم

او به رادی و جوانمردی معروفترست

زانکه باران بزاینده به تری و به نم

ابر پیش کف او همچو بر یم شمرست

زشت باشد که بگویی به شمر ماند یم

مدحت آنست که بد را بسخن خوب کند

چو جز این گفتی آن مدح همه باشد ذم

بخشش ابر نگویند بر بخشش او

سخن از جوی نرانند بر وادی زم

ابر خوانی کف او را بگه جود مخوان

کز کف خواجه درم بارد و از ابر دیم

از کریمی چو در آید بر او زایر او

از کریمی چو شمن گردد و زایر چو صنم

الم از دلها بر گیردو تابوده هگرز

بر دل کس ننهاده ست به یکموی الم

بس ره خوب که در مجلس دیوان ملک

بوجود آورد آن خواجه سید زعدم

تا شه او را بوزارت بنشانده ست شده ست

صدر دیوان بدو آراسته چون باغ ارم



تعداد ابیات منتشر شده : 167043