به بهرام بنمود بازو فرود

ز عنبر بگل بر یکی خال بود

بدو گفت بهرام بنمای تن

برهنه نشان سیاوش بمن

بدو گفت کآری فرودم درست

ازان سرو افگنده شاخی برست

فرودی تو ای شهریار جوان

که جاوید بادی به روشن روان

بدو گفت بهرام کای نیکبخت

تویی بار آن خسروانی درخت

همانند همشیرگان پدر

سزد گر بر ایشان بجویی گذر

دگر نامداری ز کنداوران

کجا نام او زنگهٔ شاوران

مرا گفت چون پیشت آید سپاه

پذیره شو و نام بهرام خواه

چنین داد پاسخ مر او را فرود

که این داستان من ز مادر شنود

بدو گفت بهرام کای شیرمرد

چنین یاد بهرام با تو که کرد



تعداد ابیات منتشر شده : 365511