یکی دیده بان بر سر کوهسار

نگهبان روز و ستاره شمار

همیدون فرستاد بر سوی کوه

درفشی و سیصد ز گردان گروه

درفشی فرستاد و سیصد سوار

نگهبان لشکر سوی رودبار

برفتند با گیو جنگاوران

چو گرگین و چون زنگهٔ شاوران

سپرد آن زمان پشت لشکر بدوی

که بد جای گردان پرخاشجوی

بفرمود با گیو تا دو هزار

برفتند بر گستوان ور سوار

دگر گژدهم رزم را ناگزیر

فروهل که بگذارد از سنگ تیر

برفتند یارانش با او بهم

ز گردان لشکر یکی گستهم

بدان آبگون خنجر نیو سوز

چو شیر ژیان با یلان رزم توز

بیفروز لشکرگه از فر خویش

سپه را همی دار در بر خویش

تعداد ابیات منتشر شده : 466260