دایم اندر آب کار ماهی است

مار را با او کجا همراهی است

گر زند بر خاک دایم تاب خور

آنچنان سوزد که ناید زو ثمر

زانک خاکی را نباشد تاب آن

که زند بر وی شعاعش جاودان

این چنین کس اصلش از افلاک بود

یا مبدل گشت گر از خاک بود

نه سحابش ره زند خود نه غروب

وا رهید او از فراق سینه کوب

وانک اندر قرص دارد باش و جا

غرقهٔ آن نور باشد دایما

زانک این نوری که اندر سافل است

نیست دایم روز و شب او آفل است

زان به قرصی سالکی خرسند شد

تا ز نورش سوی قرص افکند شد

عقل اثر را روح پندارد ولیک

نور خور از قرص خور دورست نیک

نوح وار ار صدقی زد در تو روح

کو یم و کشتی و کو طوفان نوح


  • جستجوی خانه در همه ی آثار
  • جستجوی جنگ در فردوسی
  • جستجوی بلبل در همه ی آثار
  • جستجوی عشق در مولوی
  • جستجوی امید در فردوسی
  • جستجوی معنی در خاقانی
  • جستجوی راه در حافظ
  • جستجوی شراب یار در حافظ
  • جستجوی آفتاب تمز در سعدی
  • جستجوی جنگ در همه ی آثار
  • تعداد ابیات منتشر شده : 373712