پیش این شاهان هماره جان کنی

بی خبر ایشان ز غدر و روشنی

ذره ای گر جهد تو افزون بود

در ترازوی خدا موزون بود

فرق نبود هر دو یک باشد برش

شاه نبود خاک تیره بر سرش

آنک می لرزد ز بیم رد او

وانک طعنه می زند در جد او

پادشاهی که به پیش تخت او

فرق نبود از امین و ظلم جو

قدر آن ذره ترا افزون دهد

ذره چون کوهی قدم بیرون نهد

ذره ای گر در تو افزونی ادب

باشد از یارت بداند فضل رب

فرق بنهادم میان خیر و شر

فرق بنهادم ز بد هم از بتر

بلک معنی آن بود جف القلم

نیست یکسان پیش من عدل و ستم

که ز دست من برون رفتست کار

پیش من چندین میا چندین مزار

تعداد ابیات منتشر شده : 502039