پا بکش در کشتی و می رو روان

چون سوی معشوق جان جان روان

کوه و دریاها سمش مس می کند

تا جهان حس را پس می کند

خوش براقی گشت خنگ نیستی

سوی هستی آردت گر نیستی

نه چو معراج بخاری تا سما

بل چو معراج جنینی تا نهی

نه چو معراج زمینی تا قمر

بلک چون معراج کلکی تا شکر

در صف معراجیان گر بیستی

چون براقت بر کشاند نیستی

تا بیابی بوی خلد از یار من

چون محمد بوی رحمن از یمن

مغز را خالی کن از انکار یار

تا که ریحان یابد از گلزار یار

لیک او بیند نبیند غیر او

جز به مغز پاک ندهد خلد بو

جسم عارف را دهد وصف جماد

تا برو روید گل و نسرین شاد



تعداد ابیات منتشر شده : 412901