منبر جان است شخصم گوش دار

پند گیر اکنون که من بر منبرم

مر مرا زین منظر خوب، ای پسر

رفته گیر و مانده اینجا منظرم

شخص جان من به سان منظری است

تا از این منظر به گردون بر پرم

برتر از گردون گردانم به قدر

گرچه یک چندی بدین شخص اندرم

ای برادر، کوه دارم در جگر

چون شوی غره به شخص لاغرم

گر تو را گردن نهم از بهر مال

پس خطا کرده است بر من مادرم

نیست برمن پادشاهی آز را

میر خویشم، نیست مثلی همبرم

پیش دانا به آستین دست دین

روی حق از گرد باطل بسترم

ظاهری را حجت ظاهر دهم

پیش دانا حجت عقلی برم

گر به حجت پیشم آید آفتاب

بی گمان گردی کزو روشن ترم



تعداد ابیات منتشر شده : 373712