طلب فرمود کردن باربد را

وزو درمان طلب شد درد خود را

ملک چون شد ز نوش ساقیان مست

غم دیدار شیرین بردش از دست

به بخشیدن در آمد دست دریا

زمین گشت از جواهر چون ثریا

چهارم روز مجلس تازه کردند

غناها را بلند آوازه کردند

سه روز اندوه خورد از بهر بهرام

نه با تخت آشنا می شد و نه با جام

فرود آمد ز تخت آن روز دلتنگ

روان کرده ز نرگس آب گلرنگ

چو خسرو گفت بسیاری درین باب

بزرگان ریختند از دیدگان آب

نهنگ آن به که در دریا ستیزد

کز آب خرد ماهی خرد خیزد

ستیزه با بزرگان به توان برد

که از همدستی خردان شوی خرد

به ارباکم ز خود خود را نسنجی

کز افکندن وز افتادن برنجی



تعداد ابیات منتشر شده : 167058