سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

میگفت به های های کافسوس و دریغ

دانگی بنیافتیم و غربال شکست

در آینه روی شاهدان نیست عجب

خود شاهد و خود آینه اش این عجبست

بنشست و به های های بر من بگریست

کز دست چنان کسی تو چون خواهی زیست

بوالعجب یاری ای یار خراسانی

بندهٔ بوالعجبی های خراسانم

گر باد به دوزخ برد از کوی تو خاک

آتش همه آب زندگانی گردد

عارف بچنین روز کناری گیرد

یا دامن کوه و لاله زاری گیرد

فرمودهٔ ناکرده پشیمانم کرد

افسوس ز کرده های نافرموده

به تشریف قدوم خود زمانی

مشرف کن خراب آباد ما را

ذات تو غنی بوده و ما محتاجیم

محتاج بغیر خود مگردان ما را

دودی به من آمد آتشی با من زد

زان شمع که آفتاب پروانهٔ اوست

تعداد ابیات منتشر شده : 510165