سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

چند باشی از فراموشان ایام وصال

رنگهای رفته یادت می دهم گلدسته باش

فال راحت مزن کزین کف خاک

هرچه آسوده تر، فسرد ه تر ست

اندس تا از حساب آنسوگذشتی رفته ای

دل نفس در کارگاه شیشه سازی می کشد

غرق وحدت باش اگر آسوده خواهی زیستن

ماهیان را هرچه باشد غیر دریا آتشست

به هرجا برد شوق می رفته باش

نفس قاصدانیم پیغام نیست

هرچه از مدت هست و بود است

دیرها پیش خرام زود است

صرفهٔ کوشش ندارد یاد عمر رفته ام

فرصت ازکف می رود تا دست می ساییم ما

اشارتی ست ز دی کشته های فردایت

که هرچه پیش توآرند بر قفا انداز

بهاری در نظر دارم که شوخیهای نیرنگش

مرا در پردهٔ اندیشه خون کرد وگلستان شد

آشنایی با قماش بوی پیراهن کراست

کاروانها با نگاه پیر کنعان رفته اند

تعداد ابیات منتشر شده : 510165