سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

نبود شرط محبت که بنالند از دوست

زانک هر درد که از دوست بود عین دواست

گر آه سینه سعدی رسد به حضرت دوست

چه جای دوست که دشمن بر او ببخشاید

با دوست کنج فقر بهشت است و بوستان

بی دوست خاک بر سر جاه و توانگری

سعدی به وصل دوست چو دستت نمی رسد

باری به یاد دوست زمانی به سر بری

ای اوحدی، تو خاک سر کوی دوست باش

باشد که دوست را گذر افتد به خاک کوی

اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست

حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم

دویی میان تو و دوست هم ز توست، ار نی

به اتفاق دو عالم یکی است، با آن دوست

در ضمیر ما نمیگنجد بغیر از دوست کس

هر دو عالم را به دشمن ده، که ما را دوست بس

حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست

که آشنا سخن آشنا نگه دارد

بتا هلاک شود دوست در محبت دوست

که زندگانی او در هلاک بودن اوست

تعداد ابیات منتشر شده : 510165