سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

خصمت کجاست در کف پای خودش فکن

یار تو کیست بر سر چشم منش نشان

هر آن که راز دو عالم ز خط ساغر خواند

رموز جام جم از نقش خاک ره دانست

غم دل چند توان خورد که ایام نماند

گو نه دل باش و نه ایام چه خواهد بودن

خوش عروسیست جهان از ره صورت لیکن

هر که پیوست بدو عمر خودش کاوین داد

عرضه کردم دو جهان بر دل کارافتاده

بجز از عشق تو باقی همه فانی دانست

دلم ز نرگس ساقی امان نخواست به جان

چرا که شیوه آن ترک دل سیه دانست

دل از من برد و روی از من نهان کرد

خدا را با که این بازی توان کرد

دلبر آسایش ما مصلحت وقت ندید

ور نه از جانب ما دل نگرانی دانست

در خانقه نگنجد اسرار عشقبازی

جام می مغانه هم با مغان توان زد

شب ظلمت و بیابان به کجا توان رسیدن

مگر آن که شمع رویت به رهم چراغ دارد

تعداد ابیات منتشر شده : 510165