سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

عمر عزیز و جان گرامی تویی مرا

ای عمر و جان، تو دور چرا باشی از برم؟

بقای عمر تو بادا که بنده را به جهان

به غیر عمر تو چیزی دگر نمی باید

مرا تو عمر عزیزی که رفته ای ز سرم

چه خوش بود اگر ای عمر رفته بازآیی

چند پرسی تو که: از عشق منت حاصل چیست؟

حاصل آنست که از تخت به خاک افتادم

گر اوحدی به سیم سخن عمر می خرد

من عمر می فروشم و وصل تو می خرم

بی عمر زنده ام من و این بس عجب مدار

روز فراق را که نهد در شمار عمر

بنشین که با تو عمر گرامی به سر بریم

عمر آنچنان خوش است که باجان به سر شود

تو اسب عمر پی مال کرده تیز و بدان

که مال در ده و گیرست و عمر در تگ و تاز

این چه خشم است که رفتی و نمی آیی باز؟

عمر باز آیدم ای عمر اگر باز آیی

بده تا به رویت گشایند باز

در کامرانی و عمر دراز



تعداد ابیات منتشر شده : 415004