سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

چه بود گر به نمی نامه دلم تازه کنی

چه شود گر به خمی خامه کنی کارم راست

کارم ز دور چرخ به سامان نمی رسد

خون شد دلم ز درد، به درمان نمی رسد

پای می پیچم و چون پای دلم می پیچد

بار می بندم و از بار فروبسته ترم

دلم ربودی و جان می دهم به طیبت نفس

که هست راحت درویش در سبکباری

از آن عقیق که خونین دلم ز عشوه او

اگر کنم گله ای غمگسار من باشی

بزگوارا یک شمه بشنو از حالم

که چیست بر دلم از گردش صباح و رواح

من که در آتش سودای تو آهی نزنم

کی توان گفت که بر داغ دلم صابر نیست

دلم از دست بشد دوش چو حافظ می گفت

کای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر

ز دست رفتم و در پا فتاد کار دلم

بساز چارهٔ کارم کنون که کار افتاد

شبل الاسد به صید دلم حمله کرد و من

گر لاغرم وگرنه شکار غضنفرم

تعداد ابیات منتشر شده : 510165