سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

پیوند دوستی دو ز دستم نمی دهد

ور نه ز پای تا به سرم بال و پر شود

بمهد خاک برد با تو دوستی خواجو

که شیر مهر تو خوردست در زمان رضاع

چون دوستی روی تو ورزم به نیاز

مگذار به دست دشمن دونم باز

نه کار ماست چنین دوستی، ولی چه کنم؟

که اوحدی ز چنین کارها نپرهیزد

کس نمی گوید که یاری داشت حق دوستی

حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد

به دوستی که اگر زهر باشد از دستت

چنان به ذوق ارادت خورم که حلوا را

یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد

دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

به دوستی که ز دست تو ضربت شمشیر

چنان موافق طبع آیدم که ضرب اصول

بد میکنند مردم زان بی وفا حکایت

وانگه رسیده ما را دل دوستی به غایت

وگرچه این همه هستی، نصیحت اولیتر

که پند، راه خلاص است و دوستی باری

تعداد ابیات منتشر شده : 510165