سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

جان علوی هوس چاه زنخدان تو داشت

دست در حلقه آن زلف خم اندر خم زد

مو به مو حال پریشانی ما می گوید

مو به مو سر زلف که بدین حال گواست

دل میل گنه دارد از آن روز که دید

کو را رسن از زلف و درخت از بالاست

چه سنگ غصه که بر سر زنم حسودان را!

گرم رسد به دو زلف تو دست چون شانه

ز کفر زلف تو هر حلقه ای و آشوبی

ز سحر چشم تو هر گوشه ای و بیماری

از صبا پرس که ما را همه شب تا دم صبح

بوی زلف تو همان مونس جان است که بود

از بس گره و پیچ که زلف تو نمود،

آمد شدن شانه در آن مشکل بود

ای سر زلف تنو را در شکن حلقه دام

از هوا طایر روح آمده با طوق حمام

ز من چو باد صبا بوی خود دریغ مدار

چرا که بی سر زلف توام به سر نرود

هم گلستان خیالم ز تو پر نقش و نگار

هم مشام دلم از زلف سمن سای تو خوش

تعداد ابیات منتشر شده : 510165