سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

من که صد سلسله از دست غمت، می گسلم

یک سر مو نتوانم، ز دو زلف تو گسست

شمه حاصل مشکم است ز زلف و آن نیز

نیست از باد هوا لیک زخون جگرست

تا بدیدم حلقه زلف تو، روز من، شب است

تا ببوسیدم سر کوی تو، جانم بر لب است

خیال زلف و رخت، روز و شب برابر ماست

کجاست، نقش دهانت که هیچ پیدا نیست

چو شانه دست به دندان اگر برم شاید

که شانه در سر زلف تو دست می ساید

رفت در حلقه زلف تو به مویی صد دل

دل به خود رفت از آنست بدین ارزانی

نتوانتم نظر از زلف تو بر بست که هست

چشم بیمار مرا عادت شب پیمایی

زلف را گوی که در گردن من دست مکن

این بست نیست که سر در قدمم می سایی؟

از بس گره و پیچ که زلف تو نمود،

آمد شدن شانه در آن مشکل بود

مو به مو حال پریشانی ما می گوید

مو به مو سر زلف که بدین حال گواست

تعداد ابیات منتشر شده : 510165