سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

بی زلف سرکشش سر سودایی از ملال

همچون بنفشه بر سر زانو نهاده ایم

ای زلف تو کمندی ابروی تو کمانی

وی قامت تو سروی وی روی تو بهاری

در آرزوی نسیمی ز زلف تو جانم

همیشه منتظر موکب صبا باشد

غمش تا در دلم مَأوا گرفته است

سرم چون زلف او سودا گرفته است

در آن مصاف که چشم تو تیغ کینه کشید

بسا که زلف تو چشم دلاوران بشکست

بیا به میکده و چهره ارغوانی کن

مرو به صومعه کان جا سیاه کارانند

معاشران گره از زلف یار باز کنید

شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید

گره زن آن زلف بنفشه بر لاله

که کار بسته ی من جز بدان گره نگشاد

به زلف گوی که آیین دلبری بگذار

به غمزه گوی که قلب ستمگری بشکن

گر نرگس مستت نکند ترک تعدی

چندین چه کند زلف دراز تو تطاول

تعداد ابیات منتشر شده : 510165