سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

ز چین زلف کمندت کسی نیافت خلاص

از آن کمانچه ابرو و تیر چشم نجاح

به غلامی تو مشهور جهان شد حافظ

حلقه بندگی زلف تو در گوشش باد

ذکر رخ و زلف تو دلم را

وردیست که صبح و شام دارد

ماه خورشید نمایش ز پس پرده زلف

آفتابیست که در پیش سحابی دارد

گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیست

گفت حافظ گله ای از دل شیدا می کرد

خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد

که بستگان کمند تو رستگارانند

بخت حافظ گر از این گونه مدد خواهد کرد

زلف معشوقه به دست دگران خواهد بود

در این خیال به سر شد زمان عمر و هنوز

بلای زلف سیاهت به سر نمی آید

معاشران گره از زلف یار باز کنید

شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید

زلف چون عنبر خامش که ببوید هیهات

ای دل خام طمع این سخن از یاد ببر



تعداد ابیات منتشر شده : 285737