سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

هر شبنمی در این ره صد بحر آتشین است

دردا که این معما شرح و بیان ندارد

حیف است بلبلی چو من اکنون در این قفس

با این لسان عذب که خامش چو سوسنم

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست

سخن شناس نه ای جان من خطا این جاست

قلمت زرد و نثار است و بسی در دارد

این از آن است که آمد شدنش بر دریاست

آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است

یا رب این تأثیر دولت در کدامین کوکب است

دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم

سخن اهل دل است این و به جان بنیوشیم

بی ثبات است این جهان ای دل ورت باید یقین

اولت باید به حال این جوان کردن نگاه

سخن عشق نه آن است که آید به زبان

ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت و شنفت

وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی

حاصل از حیات ای جان این دم است تا دانی

در چشم امل، معجزهٔ آب حیاتی

در باب سخن، نادرهٔ سحر بیانی

تعداد ابیات منتشر شده : 510165