سیمین ساق، بانک شعر پارسی

چنانچه بیت یا مصرع درخواستی خود را در نتایج زیر پیدا نمی کنید به دو منظور است ؛ یا منتشر نشده است و یا آن را اشتباه نوشته‌اید. ما سعی کرده‌ايم شبیه ‌ترین نتایج را بر اساس جستجوی شما نمايش دهيم.

برو تو شهر بگو: تا دگر نیارایند

کزان جمال تو خود شهرها بیارایی

تیمار غریبان اثر ذکر جمیل است

جانا مگر این قاعده در شهر شما نیست

نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد

بختم ار یار شود رختم از این جا ببرد

به صدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست

گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد

شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار

مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد

دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش

بیچاره ندانست که یارش سفری بود

واعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گزید

من اگر مهر نگاری بگزینم چه شود

ز کوی میکده دوشش به دوش می بردند

امام شهر که سجاده می کشید به دوش

ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش

بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش

شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه

شور شیرین منما تا نکنی فرهادم

تعداد ابیات منتشر شده : 510135